
احساسی ملتهب دارم و بیزارم از زمین و از زمانه بیزارم از چرخش فلک بیزارم از دنیا بیزارم ازخودم و احساس میکنم هیچ چیز، جز مرگ این حال زار مرا محو نخواهد کرد من از هستی جز نیستی نمی خواهم و از وجود جز عدم محوشدن از اندیشه ها xa0از این کائنات خودخواه xa0از این عصرخودخواهان ونه دیگر هیچ چیز هیچ...
ادامه مطلب
تمرین مرگ میکنم، تو گود این پیاده رو ی چیزی انگار گم شده توی نگاه من و تو دارم به داشتن ی زخم تو سینه عادت میکنم دارم شبهام و با تن ی مرده قسمت میکنم...
ادامه مطلب