میخوام اشک سکانس پایان و تف کنم توی صورت این شهر
تف کنم روی سایه ی شومم، روی این عقربه بدون زهر
من دارم شکل مُردنم میشم تو ترافیک زخمهای تنم
من و به سقف شب میچسبونه باند پرواز مسلخ بدنم . . .
نوشته شده در شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 17:34 توسط داراب محمدی |

اعوذ بالله من نفسی