
دلا تا باغ سنگی، در تو فروردین نخواهد شدبه روز مرگ، شعرت، سوره ی یاسین نخواهد شد xa0فریبت می دهند این فصل ها، تقویم ها، گل هااز اسفند شما پیداست، فروردین نخواهد شدمگر در جستجوی ربّنای تازه ای باشیموگر نه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد xa0مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیمخدا با ما که دلتنگیم، سر سنگین نخواهد شد به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله ور در بادبگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد علیرضا قزوه ...
ادامه مطلب
روزگار غریبی است نازنین. . . . . .xa0 دلت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم... عشق را در کنج خانه نهان باید کرد. . . . . . خدا را در کنج خانه نهان باید کرد... خدایا... زمونه ای شده که دوست داشتن یکی از نابخشودنی ترین جرم هاست و من دچار این جرم شدم و دنیا طردم کرده و من در این تنهایی بیکران هنوز دچارم، دچار قُل و زنجیر عشق، عشقی که حالا غرق نفرته... نفرت از این دنیای لعنتی، نفرت از خودم... جرم من تنها عشقه، تنها دوست داشتن، و حکمم مرگه-مرگ، مرگ بر من... سیزده است وهمه عالم به در امروز از شهر...
ادامه مطلب
احساسی ملتهب دارم و بیزارم از زمین و از زمانه بیزارم از چرخش فلک بیزارم از دنیا بیزارم ازخودم و احساس میکنم هیچ چیز، جز مرگ این حال زار مرا محو نخواهد کرد من از هستی جز نیستی نمی خواهم و از وجود جز عدم محوشدن از اندیشه ها xa0از این کائنات خودخواه xa0از این عصرخودخواهان ونه دیگر هیچ چیز هیچ...
ادامه مطلب
تمرین مرگ میکنم، تو گود این پیاده رو ی چیزی انگار گم شده توی نگاه من و تو دارم به داشتن ی زخم تو سینه عادت میکنم دارم شبهام و با تن ی مرده قسمت میکنم...
ادامه مطلب
یا امام زمان! آقا و مولای من، دلم گرفته از زمین و زمان، دلم تنگه...، دلم تنگ شده برا بچه گی ها، برا خاک بازی تو خرابه ها، برا صداقت و دوستی ها، برا قایم باشک و گرگم به هوا... آقای من، کسی رو ندارم که باهاش خلوتی کنم، حرفی بزنم، حتی برای گفتن همین حرفهای ساده، رفیقی نیست... دلم تنگ شده از دست این روزگار، دلم لک زده برا داشتن ی رفیق، ی رفیق که این سکوت ممتد من و بشکنه، بشکنه این قرق لاکردارُ، بشکنه این بقض بی حسابُ... با تو صحبت میکنم که همیشه هوام و داشتی، حتی بیشتر عمرم که حال تو رو نداشتم و باز...
ادامه مطلب