
چه کنم که مرا از دست این افکار نیست گریز؟؟؟ساقی بیا و امشب هم چند سبو خون دل بریزگریزی نیست از این زندگی، شاید که مرگآسایشم دهد، از آشفتگی های این قلب مریض...
ادامه مطلب
روزگار غریبی است نازنین. . . . . .xa0 دلت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم... عشق را در کنج خانه نهان باید کرد. . . . . . خدا را در کنج خانه نهان باید کرد... خدایا... زمونه ای شده که دوست داشتن یکی از نابخشودنی ترین جرم هاست و من دچار این جرم شدم و دنیا طردم کرده و من در این تنهایی بیکران هنوز دچارم، دچار قُل و زنجیر عشق، عشقی که حالا غرق نفرته... نفرت از این دنیای لعنتی، نفرت از خودم... جرم من تنها عشقه، تنها دوست داشتن، و حکمم مرگه-مرگ، مرگ بر من... سیزده است وهمه عالم به در امروز از شهر...
ادامه مطلب