خرید بک لینک

عشق عشق را تو برایم لالایی وار آوردی و عاشقانه ها را در قلبم زمزمه کردی حالا، من و عشق و تو با هم همدردیم تازه می فهمم چرا عاشقی نیست کار هرمردی درد و غم و رنج عشق را به جان خریدارم چرا که جز اینها نمانده برایم همدردی عشق، کجاست روزهایی که بانشاط بودی و بی پروا بی حاشیه بودی، بی قافیه میخواندی از فردا بیا و باز هم طراوت را صدا کن به رسم همان شبها مرا از غم جدا کن بیا و قفل این زندان را رها کن مرا با وسعتی تازه تر آشنا کن مرا با کبوتر با عشق با پرواز با

برچسب: نویسنده: بهنام یزدانی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 22:30

صفحه بندی