خرید بک لینک

چتر و بارون و عشقی خیالی... خفته ام دربند و زندانی اختیاری بوی خاک و خاطراتی خوش... خون و خنجر و خیانت و فحش شب و سکوت و خنده های تلخ...لب و سیگار و جام و می تلخ خون انتقام و چشمهای بسته ... خنجرم به دسته حتی با دستهای بسته راهیم تو کوچه و پس کوچه هایی که بن بسته راضیم به مرگ بعد از خنجری که رو قلبت نشسته خون قتل عمر شیرینم به پای توست ... خون قلب خونینم به پای توست نفرین من خنجریه که توی دستهامه ...

برچسب: نویسنده: بهنام یزدانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 9:32

صفحه بندی