.::کیست یاری کننده ای که مرا یاری کند...

متن مرتبط با « html» در سایت .::کیست یاری کننده ای که مرا یاری کند... نوشته شده است

  • نیلوبلاگ

    .::آه... میخوام اشک سکانس پایان و تف کنم توی صورت این شهر تف کنم روی سایه ی شومم، روی این عقربه بدون زهر من دارم شکل مُردنم میشم تو ترافیک زخمهای تنم من و به سقف شب میچسبونه باند پرواز مسلخ بدنم . . . نوشته شده در شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 17:34 توسط داراب محمدی  |  اعوذ بالله من نفسی.........................اصل، انقلاب است؛ اشخاص، اصل نیستند. انقلابی بودن به حفظ رابطه ی ...

    ادامه مطلب
  • .:: گم و گور . . .

  • نیلوبلاگ

    اعوذ بالله من نفسی.........................اصل، انقلاب است؛اشخاص، اصل نیستند.انقلابی بودن به حفظ رابطه ی خود و پیوستگی خود با انقلاب است.امام خامنه ایLet's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • .:: تکرار. . .

  • نیلوبلاگ

    اعوذ بالله من نفسی.........................اصل، انقلاب است؛اشخاص، اصل نیستند.انقلابی بودن به حفظ رابطه ی خود و پیوستگی خود با انقلاب است.امام خامنه ای ...

    ادامه مطلب
  • .:: . . .نفرت. . . ::.

  • نیلوبلاگ

    xa0 چتر و بارون و عشقی خیالی... خفته ام دربند و زندانی اختیاری بوی خاک و خاطراتی خوش... خون و خنجر و خیانت و فحش شب و سکوت و خنده های تلخ...لب و سیگار و جام و می تلخ خون انتقام و چشمهای بسته ... خنجرم به دسته حتی با دستهای بسته راهیم تو کوچه و پس کوچه هایی که بن بسته راضیم به مرگ بعد از خنجری که رو قل...

    ادامه مطلب
  • .:: غیر قابل تحمل. . .

  • نیلوبلاگ

    لعنت به این دنیای پست و خار. . . بیشتر از همیشه این دنیا برام غیر قابل تحمل شدهخداااااااااااااااااااااااااااااخداخداخدا. . . من و بکششششششششششششششششش این پیام و هر روز بارها برات ارسال میکنم. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . من و بکشششششششششششششش حتی اگه جامم جهنمه و آتیش. . . فقط من از این د...

    ادامه مطلب
  • .::بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد . . .

  • نیلوبلاگ

    دلا تا باغ سنگی، در تو فروردین نخواهد شدبه روز مرگ، شعرت، سوره ی یاسین نخواهد شد xa0فریبت می دهند این فصل ها، تقویم ها، گل هااز اسفند شما پیداست، فروردین نخواهد شدمگر در جستجوی ربّنای تازه ای باشیموگر نه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد xa0مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیمخدا با ما که دلتنگیم، سر سنگین نخواهد شد به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله ور در بادبگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد علیرضا قزوه ...

    ادامه مطلب
  • .:: من یک کیوکوشین کارم ::.

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 یک راند دیگر مبارزه کنوقتی پاهایت چنان خسته اند که بزور راه میروییک راند دیگر مبارزه کنوقتی بازوهایت چنان خسته اند که قدرت گارد گرفتن نداری .یک راند دیگر مبارزه کنوقتی خون ازدماغت جاریست وچشمانت سیاهی میرود و چنان خسته ای که آرزو میکنی حریف مشتی به چانه ات بزند و کار را تمام کند .یک راند ...

    ادامه مطلب
  • .:: عشق. . .

  • نیلوبلاگ

    عشق عشق را تو برایم لالایی وار آوردیو عاشقانه ها را در قلبم زمزمه کردی حالا، من و عشق و تو با هم همدردیم تازه می فهمم چرا عاشقی نیست کار هرمردی درد و غم و رنج عشق را به جان خریدارم چرا که جز اینها نمانده برایم همدردی عشق، کجاست روزهایی که بانشاط بودی و بی پروا بی حاشیه بودی، بی قافیه میخواندی از فرد...

    ادامه مطلب
  • .:: انتظار. . .

  • نیلوبلاگ

    مملوم از انتظار و اشتیاق دیدار سرشار از لحظه لحظه های اتفاق دیداردلی سرگرم با آه، دیده و نگاه اتش دارند و داغ است اجاق دیدار ساعت و سالنامه ها، دقیقه و ثانیه ها صبرشان به طاق رسیده در اتاق دیدار ...

    ادامه مطلب
  • .:: عیدانه 96 ::.

  • نیلوبلاگ

    یادش بخیر. . .یاد اون روزها و اون شبها بخیر. . . شب یلدا تا شب عید شب شبه های دید و بازدید شب چهارشنبه سوری آتیش گرم دلا و چای و قند و قوری یاد هفت سین دلهای پاک آدمها یاد عاشقانه ها تو کوچه های باصفا تیله بازی، گرگم به هوا، هفت سنگ آدم ها همه با هم یک دست و یک رنگ کاش میشد تا همیشه بچه بمونیم همه ز...

    ادامه مطلب
  • .:: در شهر ::.

  • نیلوبلاگ

    شهر من، شهر غمهای معلقشهر شب، شهر تاریکی مطلق شهر غربت و غروب و انتظار شهر بیقرار لحظه های نابکار گم شدن توی آتیش نگاه روزگار گم و گور میون خاطرات خون وار خسته و گیج و منگ و بیمار حس انزجار، مثل ی زندون بی دیوار زیر استعمار سکوته این شهر آسمونم انگار کرده با اینجا قهر مرگ تدریجی امید و آرزو مثل قبرستون تهران چاله های تو در تو ...

    ادامه مطلب
  • .:: بوی خون ::.

  • نیلوبلاگ

    وقتی زندگیت با چاقو قسمت میشه، وقتی رفاقتها خیانت میشه. . . محکمه ت رو تو خیابون به پا کن، وقتی که عشق همرنگ نفرت میشه. . .تمرین مرگ میکنم تو گود این پیاده رو، ی چیزی انگار گم شده توی نگاه من و تو دارم به داشتن ی زخم تو سینه عادت میکنم، دارم شبهام و با تن ی مرده قسمت میکنم ...

    ادامه مطلب
  • .:: ای همه ضمیر ::.

  • نیلوبلاگ

    خورشید مدتی است که در قهر است بی تو شلاق غم بی تو فرعون حاکم این شهر است بی تو ای مخاطب حرفهای بی مخاطبم ای حادثه ی خاطره ها ای ضمیر این همه تاب و تبم بی تو بی تاب بی آفتاب درگیر شبم پس ای یار. . . خدایی نکرده، زبانم لال اگر درگربار راه راستت، کج شد به سوی ما ای عزیزتر از هرچیز "ظرفی که به دست توست کج دار و مریز" تا به کی با دل خود جنگ و ستیز؟؟؟ مدارا کن، این توفیقی اجباری ست بار سبک کن و از این فال نگریز...

    ادامه مطلب
  • .::دلتنگی::.

  • نیلوبلاگ

    ای غم تو بیا و مرا در آغوش خود بفشار در این تهوع قلب های سنگی و التهاب نگاه های سنگین و دگرگونی انسانهای رنگین تو بیا و تنگ مرا در آغوش خود بفشار و مرا ببر در اعماق زمین و زمان را ببر به زمانه ای غیر از این ای غم تو بیا که تنها تویی با من همدل و همدین و مرا تنگ در آغوش خود بِکِش و بُکُش که دگر تاب ندارم از این روزگار ننگین...

    ادامه مطلب
  • .:: ناگزیر ::.

  • نیلوبلاگ

    چه کنم که مرا از دست این افکار نیست گریز؟؟؟ساقی بیا و امشب هم چند سبو خون دل بریزگریزی نیست از این زندگی، شاید که مرگآسایشم دهد، از آشفتگی های این قلب مریض...

    ادامه مطلب
  • .:: لحظه ها ::.

  • نیلوبلاگ

    لحظه ها از پی هم دربدرند لحظه به لحظه قلب مرا می درند روز و شب و هفته و ماه و سال این همه انعکاس لحظه هایی دیگرند این معما کی گشوده می شود لحظه ها از مرگ زندگی می خرند......

    ادامه مطلب
  • .:: بیخبر از خویش ::.

  • نیلوبلاگ

    روزگار غریبی است نازنین. . . . . .xa0 دلت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم... عشق را در کنج خانه نهان باید کرد. . . . . . خدا را در کنج خانه نهان باید کرد... خدایا... زمونه ای شده که دوست داشتن یکی از نابخشودنی ترین جرم هاست و من دچار این جرم شدم و دنیا طردم کرده و من در این تنهایی بیکران هنوز دچارم، دچار قُل و زنجیر عشق، عشقی که حالا غرق نفرته... نفرت از این دنیای لعنتی، نفرت از خودم... جرم من تنها عشقه، تنها دوست داشتن، و حکمم مرگه-مرگ، مرگ بر من... سیزده است وهمه عالم به در امروز از شهر...

    ادامه مطلب
  • .:: ...

  • نیلوبلاگ

    در الست بود که عشق را بر لب ما ریختند عهد و پیمان بلا بر گردن آویختند زان سبب که عشق را با وصال بیگانگی است جمله عشق و رنج و بلا را در هم آمیختند من که عشق را از شیر مادر پیشتر چشیده ام جام شیرین بلا را ز چشم نرگس نوشیده ام چشم تو سرچشمه آب حیات و زندگی است من که جز چشمان تو خیری از عشق ندیده ام...

    ادامه مطلب
  • .:: مرگ بر این زندگی ::.

  • نیلوبلاگ

    احساسی ملتهب دارم و بیزارم از زمین و از زمانه بیزارم از چرخش فلک بیزارم از دنیا بیزارم ازخودم و احساس میکنم هیچ چیز، جز مرگ این حال زار مرا محو نخواهد کرد من از هستی جز نیستی نمی خواهم و از وجود جز عدم محوشدن از اندیشه ها xa0از این کائنات خودخواه xa0از این عصرخودخواهان ونه دیگر هیچ چیز هیچ...

    ادامه مطلب
  • تمرین مرگ

  • نیلوبلاگ

    تمرین مرگ میکنم، تو گود این پیاده رو ی چیزی انگار گم شده توی نگاه من و تو دارم به داشتن ی زخم تو سینه عادت میکنم دارم شبهام و با تن ی مرده قسمت میکنم...

    ادامه مطلب